تبلیغات
BABY
BABY

درباره وبلاگ
جستجو
آخرين نوشته ها
نويسندگان
پيوند ها
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
نظر سنجي
صفحات جانبي
آمار سايت



مقدمه

در جهان مدرن امروز حقوق كودك یكی از چالش‌های موجود می‌باشد. قدرت‌های استیلا طلب حقوق زنان، حقوق بشر، آزادی، جهانی شدن و حقوق كودك را مستمسك خود قرار داده و از روزنه آن به‌كشورهای دیگر عیب و ایراد می‌گیرند.
در اكثر كشورها برای كودكان حقوق ویژه لحاظ شده و در قوانین موضوعه منظور گردیده است كه شامل اصل برائت در جرایم و عدم قابلیت انتساب بزه به‌آنان می‌باشد. اگر كودك ممیز، مرتكب جرم گردد باید در دادگاه ویژه اطفال به‌جرایم آنان رسیدگی شود، كودك محكوم، كمتر متحمل مجازات گردیده و دورة محكومیت خود را در پرورش گاه‌ها خواهند گذراند.
اما در گذشته وضعیت چنین نبود، مخصوصاً در قرون اولیه حتی برای انسان بالغ آزاد، حقوق مدون وجود نداشت تا چه رسد به اطفال و كودكان. بنابراین طبیعت تكامل و شكوفایی اندیشه بشر امروز، مقتضی وضع قوانین ویژه برای نو نهالان بوده و چیزی غیر از آن را برنمی‌تابد.
اسلام به‌عنوان كامل ترین دین الهی منادی نجات بشریت در سراسر عالم است. رسول أعظم(ص) به‌عنوان دریافت كننده وحی و ابلاغ كننده پیام الهی، رسالت تبیین و تطبیق قوانین حیات بخش اسلام را عهده دار بود.اكنون كنكاش در سنت آن ابر مرد ضرورت دو چندان پیداكرده است، چون مفهوم علمی سنت عبارت از گفتار، رفتار و امضاء نبی مكرم می‌باشد و همین طور كه این سنت در سایر ابعاد زندگی سر مشق و راهنما است، در بحث عنوانی این نوشتار نیز كار برد ویژه دارد.
بنابراین فرضیه ما نحوة شكل گیری حقوق كودك در سنت رسول أعظم(ص) است و سؤال اصلی این خواهد بود كه در آن روزگار تاریك، تجلی اسلام چه تغییری در سرنوشت كودكان ایجاد نمود؟ به‌عبارت دیگر پیامبر از مردم جاهل بدوی انسان‌های وارسته، فداكار و خدا پرست ساخت، اما زاویه دید آن بزرگوار راجع به‌كودكان چگونه بود؟ و ظهور آن حضرت به‌عنوان خاتم پیامبران چه تحولی در سرگذشت كودكان پدید آورد؟
این تحقیق ضمن ارائه تعریف كودك، تبیین حقوق كودك در خانواده و اجتماع جهان امروز، رفتار رسول اكرم با كودكان و حقوق كودكان از نظر پیامبر(ص) كوشیده است پاسخ مناسب و منطق با معیارهای پژوهش برای سؤلات فوق یافته و در قالب این مقاله خدمت جویندگان سنت راستین رسول أعظم(ص) تقدیم نماید، به‌امیدی این كه توانسته باشد، از عهدة مسؤلیت خود بر آمده باشد.

 

 







چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 توسط الهام امیری



تعریف کودک

شاید تعریف كلمه كودك و بیان مفهوم آن كمی خنده آور به‌نظر آید، چون ممكن است تصور شودكه معنای كودك از بدهیات است. اما علمای حقوق و فقهاء به‌جهت تأثیرات خاصی كه دورة كودكی در حقوق و تكالیف دارد اقدام به‌تعریف آن نموده‌اند. از نظر عرف دوره كودكی پس از نوزادی شروع و تا رسیدن به‌سن قانونی ادامه می‌یابد. حد فاصل میان نوزادی و نوجوانی را عرف عام دوره‌ای كودكی می‌گویند.

علماء حقوق ذیل كلمه صغیر می‌گویند: پسر و دختری كه به‌بلوغ شرعی نرسیده است از محجورین است، به‌محض رسیدن به‌بلوغ حجر او محو می‌شود، بدون این كه احتیاج به‌صدور حكم از سوی حاكم شرع باشد، اگر پیش از بلوغ به‌حدی رسد كه دارای تمیز باشد او را صغیر ممیز گویند.[1]

همچنین ذیل واژة بلوغ می‌نویسند: سن بلوغ و رشد با پیدایش یكی از پنج وضعیت برای طفل حاصل می‌شود كه عبارت از روئیدن موی در بعض قسمت‌های بدن، (در صورت، زیر بغل و اطراف آلت)، احتلام در پسران، حیض در دختران، رسیدن به سن 9 سال تمام در دختران و 15 سال تمام در پسران، و استعداد بارور شدن دختران خواهد بود. [2] اگر این ویژگی‌ها در كسی به منصة ظهور و مشاهده نرسد كودك است و الا نوجوان یا جوان خواهد بود. و نیز گفته شده كه صغار جمع صغیر است و در اصطلاح «صغیر» به‌كسی گفته می‌شود كه از نظر سن به‌نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی نرسیده باشد.[3]

فقها هم در بخش‌های وسیع از فقه به تناسب بحث، به‌تعریف كودك پرداخته اند. حضرت امام خمینی(ره) در تحریر می‌فرماید: «الصغیر وهو الذی لم یبلغ حد البلوغ محجور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی أمواله» صغیر كسی است كه به‌حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و در ادامه می‌افزاید: هرچند كه در كمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد.[4] چنین شخصی از نظر فقها كودك تلقی می‌گردد.

دكتر وهبة الزحیلی در «الفقه الاسلامی و ادلته» می‌نویسد: «الصغر: طور به كل إنسان، یبدأ من حین الولاده الی البلوغ» كودكی دوره‌ای است كه به هر انسانی خواهد گذشت، آغاز آن هنگامه ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ است. و در ادامه می‌گوید: علما حنفی و مالكی گفته اند: صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز، و غیر ممیز كسی است كه هفت سال تمام را سپری نكرده است. و ممیز به كسی گویند: كه هفت سال تمام از عمرش گذشته است. چون پیامبر(ص) فرموده است: وقتی فرزندان تان به هفت سالگی رسیدند، آنان را به نماز عادت دهید.[5]

بنابراین مقطعی از عمر انسان به‌ دورة كودكی اختصاص دارد، هر چند كه از لحاظ عرفی، حقوقی و فقهی، مرز دقیقی برای آن تعیین نشده است. چون اوضاع شرایط محیطی، وراثتی و تغذیه در آن مؤثر است. اما با پیدایش یكی از حالات فوق انسان از وضعیت كودكی خارج و به دوره‌ای نوجوانی و جوانی وصل می‌گردد.




چهارشنبه 16 اردیبهشت 1388 توسط الهام امیری



شناخت حقوق كودك

از شناخت حقوق كودك در جوامع بشری زمان زیادی نمی‌گذرد، این یك حقوق نوپا و نوظهور می‌باشد. بشر هنوز به تمام زوایای آن آگاهی نیافته و الزامی در رعایت آن نمی‌بیند و به تدریج ابعادی از این حقوق در حال كشف و توسعه است تا به حدی تكاملی خود نایل گردد.
زندگی اطفال در طول تاریخ حالت یكسانی نداشته است و این طور نبوده كه همیشه در ناز و نعمت گذرانده باشند. زندگی آنان پیوسته در فراز و نشیب گزارش شده و در اعصار گذشته توأم با نوسان بوده است. ویلدورانت در تاریخ تمدن صحنه‌های غم انگیزی از زندگی كودكان در شرق و غرب عالم نقل می‌كند. وی با این كه مشرق زمین را در محبت، احترام و رعایت حقوق كودكان می‌ستاید اما می‌گوید: در چین اگر دختری بر دختران متعدد خانواده افزوده می‌شد، امكان داشت كه نوزاد بیگناه را رها كنند تا در سرمای شب بمیرد یا خوراك گرازان طعمه طلب شود. در ژاپن پدر بزرگ می‌توانیست فرزندان را به گناه بی‌عفتی یا جرم بزرگ دیگر بكشد، كودكان را به برده داران یا روسپی داران بفروشد. همچنین می‌گوید: در آتن برای پیشگیری از افزایش جمعیت و تجزیه فقر آور اراضی، شرع و عرف كشتن نوزادان را مباح می‌داند، هر پدری كه فرزندی ضعیف یا ناقص به وجود آورد یا او را از صلب خود نداند در كشتن مختار است. و از زبان افلاطون نقل می‌كند كه وی می‌گوید: همة كودكان ناتوان و نیز اطفالی كه از پدر و مادر منحط یا پیر به وجود آیند باید نابود شوند. و تولد در روم خود یك حادثه‌ای خطر خیز بود. اگر كودك كژ و كوژی یا دختر بود پدر به‌حكم سنت می‌توانیست او را بكشد.[6]
در كتاب اسلام، تعلیم و تربیت، نقل شده كه پدران استرالیائی وقتی برای دام ماهیگیری خود طعمه‌ای نمی‌یافتند پاره‌ای از گوشت فرزندان خود را می‌برید تا بدان وسیله ماهی شكار كند، بعض قبایل آمریكائی كودكان خود را برابر اندكی شراب می‌بخشیدند، در جزایر فیجی بدون هیچ علت (برای تفریح یا منافع آنی و یا بعلت خشم) كودكان خود را می‌كشتند، جهان گردان در سفرهای دوره‌ای خود مشاهده كردند كه قبایل این جزیره كودكان خود را به رئیس قبیله اهداء می‌كردند بدین منظور كه رئیس قبیله آن‌ها را بخورد.[7]
فرزند كشی مخصوصاً « دختر» در شرق و غرب عالم رواج داشت و خانوارها از ترس فقر و فقدان غذای كافی اقدام به قتل، بردگی و فروختن اولاد خود می‌كردند، تا فروغ اسلام در این جهلستان تاریك غمبار، درخشید و با قانون متعالی و شریعت آسمانی خود به‌مدد بشریت آمد و روش زندگی سالم را برای فرزندان آدم آموخت. قرآن كریم می‌فرماید: ]ولا تقتلوا أولادكم خشیة إملاق[ (أسرى 31.)
عبدالله بن مسعود از رسول اكرم(ص) پرسید: بزرگترین گناهان چیست؟ حضرت فرمود: «أن تقتل ولدك من أجل أن یأكل معك»[8] كشتن فرزند به‌خاطری كه در خوردن با تو شریك است. و بعد از فتح مكه در جریان بیعت از زنان یكی از موادی كه باید آنان با رسول خد(ص) متعهد می‌شدند این بود كه فرزندان خود را نكشند (كه جزء متن آیه 12 از سوره ممتحنه است ]ولا یقتلن أولادهن[). بدین وسیله اسلام به كودكان حق حیات قایل شد. زندگی آنان را تضمین كرد و سایر حقوق آنان را به رسمیت شناخت و در جامعه تثبیت نمود.





دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 توسط الهام امیری



رفتار رسول خدا با كودكان

رسول اكرم(ص) به كودكان احترام می‌گذاشت، از كنار بازی آن‌ها به آرامی می‌گذشت تا مزاحم لحظه‌های شاد آنان نگردد، هیچ وقت آنان را موجود كوچك و حقیر به حساب نمی‌آورد، و با همة بچه‌ها در خور شأن و منزلت آنان رفتار می‌نمود. أنس بن مالك می‌گوید: رسول خد(ص) وقتی از كنار بچه‌ها می‌گذشت به آن‌ها سلام می‌كرد.[9]
سسیا نقل می‌كند پیامبر(ص) بر جوانان در حال بازی كردن وارد شده به آنان سلام می‌نمود. همچنین می‌گوید: ما بچه‌های نوجوانی بودیم رسول خد(ص) بر ماوارید شد و به ما سلام نمود. [10]
در سنن كبرای بیهقی آمده است كه ابن عباس می‌گوید: پیامبر(ص) از كشتن كودكان مشركین خودداری می‌كرد و هیچ یكی از آنان را به‌قتل نمی‌رساند. بعد می‌گوید: كشتن اطفال جایز نیست مگر این كه به اندازه‌ی حضرت خضر، راجع به كسی كه می‌كشی آگاهی داشته باشی. «واما صبیان المشركین فان رسول الله(ص) لم یقتل منهم احدا فلا تقتل الا ان تعلم ما علم الخضر من الغلام الذى قتله»[11]
نقل شده كه در زمان پیامبر(ص) مردم اطفال كوچك خود را خدمت حضرت می‌آوردند تا پیامبر(ص) برای آنان دعا كند و اسمی برای آنان انتخاب نماید. حضرت اطفال را با نهایت احترام در بغل گرفته و نسبت به‌والدین آن‌ها اظهار محبت می‌نمود. گاهی پیش می‌آمد كه بچه‌ها در بغل حضرت ادرار می‌كردند، والدین شان از این كار بچه ناراحت شده سر آنان داد می‌كشیدند، اما پیامبر(ص) به‌شدت از این كار منع می‌كرد و می‌گذاشت تا نوزادان قضای حاجت نمایند. آنگاه اسمی برای آن برگزیده و در حق شان دعا می‌فرمود و طفل را به‌والدین می‌سپرد. بعد از رفتن آنان لباس خود را آب می‌كشید، و با این كار خود موجب سرور و خوش حالی مردم می‌گردید.

 





دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 توسط الهام امیری



انتخاب نام نیک برای کودکان

 

یكی از مهمترین حقوق فرزندان و كودكان بر والدین نامگذاری نیك و شایسته است. اولاد همیشه حقیر و كوچك نمی‌مانند، بزودی آن‌ها قد كشیده در میان اجتماع وارد خواهند شد، ارتباطات دنیای امروز بسیار گسترده است و هر انسانی جهت اشتغال و كسب در آمد با چندین نفر دیگر در تعامل می‌باشند.

كودكان در بدو تولد قادر به‌ انتخاب و گزینش نام نیك برای خود نیستند، و خداوند این حق را برای والدین داده است، از طرف دیگر انتخاب اسم یك ضرورت است و انسان فاقد مسمی قابل تعریف و تشخیص نخواهد بود. خداوند در قرآن كریم می‌فرماید: ]یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ[ حجرات / (13) اى مردم! ما شما را از یك مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم تا یكدیگر را بشناسید (اینها ملاك امتیاز نیست،) گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!. مهمترین فلسفه نامگذاری همین است كه انسان قابل خطاب باشد و دیگران بتوانند بخوبی با او ارتباط بر قرار نماید.

اسامی حقیر و پست، در ادوار طفلی چندان مشخص نیست، اما فرد وقتی فرد بالغ و رشید گردید برای خود شخصیت و ارزش قایل خواهد شد. و اسم پست می‌تواند برای او آزار دهنده باشد، لذا ممكن است بر خلاف میل والدین خود اقدام به‌تغییر نام كند و این می‌تواند سر آغاز مخالفت با انتخاب والدین باشد.

برای این‌كه در آینده چنین مشكلاتی حادث نگردد و دامنگیر خانواده‌ها نشود رسول خد(ص) سفارش نموده اسم نیكو برای اولاد برگزینید و آن را به‌عنوان یك حق از طرف فرزندان به‌عهدة والدین قرار داده و فرموده است: «حق الولد على الوالد أن یحسن اسمه»[18] همچنین می‌فرماید: «إنكم تدعون یوم القیامة بأسمائكم وأسماء آبائكم ، فأحسنوا أسمائكم»[19] یعنی شما در روز قیامت به‌نام خود و پدران تان خوانده می‌شوید پس در انتخاب نام نیك اهتمام كنید

 





دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 توسط الهام امیری